Saturday, August 15, 2009

سازمان حقوق بشر! نشستید چند میلیون به فجیع ترین وضع کشته بشن تا شما کاری بکنید؟به این کارها که الان در ایران در حال انجام شدن است،میگویند نقض حقوق بشر




بسم الله الرحمن الرحیم
آیا فکر می کنید نامه هایتان از راه دور و درخواستهایتان از رژیمی که خودش انجام دهنده این جنایات هست، هیچ تاثیری می تواند داشته باشد؟ سازمان حقوق بشر با اینهمه امکاناتش تحت اختیار شماست. اگر الان با اینهمه نقض حقوق بشر بازهم بنشینید، آیا براستی امیدی هست که روزی بخواهید وظیفه تان را انجام دهید؟! جان، خانواده و ناموس تجاوزشدگان در زندانها درخطر است. جز کابوسهای زندان، هر لحظه را در این کابوس می گذرانند که: "نکند حرفی از تجاوز در زندانها زده باشم و آنها بدنبال من و خانواده ام باشند". آنها در هر لحظه در عمیقترین ترسها غرقند. کجایید؟ انسانها فریاد کمک سرمی دهند. کجا مشغولید که صدای انسانها را نمی شنوید؟ اینجا می خواهند عده ای را بجرم اینکه به رژیم تهمت تجاوز در زندانها را می زنند، مجازات کنند. تجاوزشدگان هیچ امنیتی احساس نمی کنند تا جنایتها را بازگو کنند. براستی هیچ کاری نمی توانید بکنید؟

Thursday, August 13, 2009

از کجا بدانیم پیروز شده ایم؟

بسم الله الرحمن الرحیم





پیروزی چیست؟ جز به هدف رسیدن است؟ هدف ما چه بود؟ آغاز کجا بود؟ یادتان می آید؟ می گفتیم: این کارهایی که شما می کنید، نه برطبق قانون، نه بشریت، نه عرف و نه اسلام است. می گفتیم: شما ها پا برروی حق گذاشته اید. برای قدرت هر کاری می کنید. آن روزها ما هرکدام تنها گوشه ای از جنایتهایشان را لمس کرده بودیم. تنها ضربه ای خورده بودیم. تا اینکه ایستادیم، نخواستیم از حق بگذریم. یکی شدیم. همدل شدیم. دوستانمان را یافتیم. اهداف گم شده مان را شناختیم. روی همه ی آن چیزهایی که آنها به آن توسل کرده بودن، متمرکز شدیم و فهمیدیم آنها چقدر دروغ می گویند. آنها اسلحه هایشان را آوردند و ما قلبهایمان را گشودیم. آنها خون ریختند و ما با همان خونها جوانه زدیم و آغاز به حرکت کردیم. آنها دروغهایشان را بزرگتر کردند؛ ما استقامتمان را بیشتر کردیم. آنها سازمان حقوق بشر را عقب راندند و در قلب هریک از ما سازمان حقوق بشری شکل گرفت و اهدافش را دنبال کردیم. سازمان ملل را تهدید کردند و ما قلبهایمان را در دست گرفته و سازمان ملل شدیم. آنها سران دولتها را ترساندند و ما مقدمه شجاعت برای ملتها شدیم. دولتهایی را شناختیم که دوستی را به نفت نفروختند. آنهایی دستشان رو شد که همه چیز را برای کثافت کاریهای خودشان فروختند. دست قدرتمند خداوند را دیدیم که همزمان مساله نقص هواپیماهایی که نشان از بی ارزش بودن جان مردم برای دولت بود، اتفاق افتاد. دست دزدان 18.5میلیارد دلار رو شد. درحالیکه برای مشکلات بیشمار مردم کشورمان هیچ کاری انجام نشده و نمی شود؛ فقیرهایی که هر روز چندین نفرشان بخاطر نداشتن پول درمان در بدترین وضعیت جانشان را از دست می دهند و یا در وحشتناک ترین وضعیت زندگی می کنند، عده ای بخاطر فقر خود فروشی می کنند، آنها هزاران هزاران هزار میلیون تومان پول را در اختیار لبنانیهایی قرارمی دهند تا در جهت اهداف پلیدشان به آنها کمک کنند. هر بار اتفاقی افتاد تا دروغگویان و جنایتکاران نتوانند گند کاریهایشان را بپوشانند. آنها برای ضعیف کردنمان اعتراف گرفتند؛ ما به دوستانمان مطمئن تر شدیم. همراهانمان را زندانی کردند تا بترسیم؛ نه تنها نترسیدیم، بلکه بر قامت کوه امید درونمان افزوده شد. با خودمان شرط کردیم که: "ظلمی دیگر نباید باشد و باید تا به آخر ایستاد". به همرزمانمان تجاوز کردند تا خرد و سرشکسته شویم. اما هیچ ندانستند که همیشه ننگ بر تجاوزکاران است نه تجاوزشدگان و دیری نخواهد گذشت که همگان نیز همچون ما به ازخودگذشتگی این ظلم دیدگان آفرین گفته، قهرمانانشان خواهند نامید و سربلندیشان را جشن خواهندگرفت. ای یاران مصیبت دیده ام! سربلند باشید که شمایید براستی روسپیدان. از شیطان و یارانش چه می توان توقع داشت، جز آنچه اینان می کنند؟! ... اما این هرگز پایان راه نیست. ما خواهان زیباییهاییم. بلند شده ایم که زیبایی ها را استقبال کنیم. برای این کار باید در برابر زشتیها بایستیم، از هر نوعی که باشد. هرجایی که باشد؛ دور یا نزدیک. زندان و ترس و تجاوز دیده ایم تا بگوییم که زشتیها رفتنی اند. ما در درون خویش یافته ایم که زیبایی چقدر زیباست. آزادی دلنشین است. دیده ایم که در بند حکومتمان نبوده ایم. نفت برایمان حکم حیات نداشته است تا مثل دولتها بخاطرش از حق بگذریم؛ سکوت کنیم و شاهد مرگ آزادی باشیم. ما آزاد و ساده راه خویش را یافته ایم. دیده ایم که آنها که در دنیا خود را قدرتمند می دانند تنها تکیه شان بر اسلحه ها و شکنجه هایشان است وگرنه دست آویزی ندارند. دریافته ایم که درونهایمان نگران است که اگر روزی کاره ای شدیم، ستمگر نباشیم، جنایتکار نباشیم، زشت نباشیم. در درونهای ما دنیایی شکل گرفته است که با تمام ابعادش زشتی را پس می زند و راهی بسوی زیبایی می جوید. ما می توانیم جوانه زدن این دانه ها را ببینیم. پیروزی همین نیست؟ همین آغاز. مهم اینست که ما جرأت شرکت در این نبرد را پیداکرده ایم؛ چون آغازکرده ایم و همه ی شواهد نیز بر پیروزی ما دلالت دارد. حال هرچه می خواهند دروغ گفته، پرده پوشی نموده و داستانسرایی کنند. ما هدفمان را می بینیم

یاران! تمام تلاشمان در جهت هدفمان همان پیروزیمان است






Sunday, August 2, 2009

بترسید، بترسید ما همه باهم هستیم

بسم الله الرحمن الرحیم
عکسها از سایتهای مختلف جمع آوری شده اند





ما را از واژه ها هم ترسانده بودند



بسم الله الرحمن الرحیم

ترسیده بودیم "الله اکبر" بگوییم، بشویم مثل آنها، که جنایت می کنند، دروغ می گویند؛ نفهمیدیم که "الله اکبر" یعنی قدرت تنها ازآن اوست چونکه او از همه بالاتر است، او بزرگتر است. او بدون رقیب و شریک است. تنها "الله" . به ما نگفته بودند که "الله اکبر" هر جنایتی را نفی می کند. تو را از هر جنایتکاری جدامی کند. مفهوم آزادی را دربردارد. زیرا که از هیچ چیز و هیچ کس نمی ترسی؛ چون تنها او برتر است. بزرگتر است. ما را از "الله اکبر" هم ترسانده بودند.اگر دوستمان "الله اکبر" می گفت، به او چشم غره ای می رفتیم و با نگاهمان قانعش می ساختیم که خود را از اینها جداکند. اگر خودمان می گفتیم دوستانمان در نصیحت می گشودند. آنها نگفتند "الله اکبر" ورای همه ی حزب ها است. "الله اکبر" قدرت را تنها ازآن خداوند معرفی می کند. آنها که حتی جان خودشان را از مرگ نمی توانند حفظ کنند، چه قدرتی را به رخ می کشند. یا به اسلحه هایشان متکی هستند؟! می دانیم امروز "الله اکبر" گفتنهایمان به لرزه درتان آورده است. چون فهمیده ایم با گفتن "الله اکبر" مثل شما نمی شویم. بلکه بر "الله " تکیه می کنیم و این تنها پناه دهنده مان را با دل فریادمی زنیم. که خداوند به دلها نگاه می کند، به درونها، نه به ظاهرها و ظاهرسازیها. فریاد برمی آوریم : "الله اکبر" تا بگوییم همچون شمایانی نه تنها قدرتی ندارند، بلکه باید برای جنایتکاریهایشان در حضور الله پاسخ بدهند

Saturday, August 1, 2009

ببینم؛ شما مردم را خر فرض کرده اید؟؟؟


بسم االه الرحمن الرحیم
یک سوالی را می خواستم بپرسم. فکر می کنید اینهمه مردم که شما مصلحت می دانید میلیونها از آنها را چند ده نفر ببینید، خر هستند؟ فکر می کنید آنها به حرف ابطحی، موسوی یا کروبی گوش کردند، فهمیدند تقلب شده است؟ خواسته ها و گفته هایشان را از زبان آنها گرفته اند؟ آن چشمان آکبندتان را بازکنید و ببینید، واقعیتها را ببینید. کار این مردم از موسوی و کروبی و ابطحی و عطریانفر و نبوی و غیره گذشته است. گرچه می دانیم مجبورشان کرده اید حرفهایی را بزنند که شما خواسته اید. خدا می داند با چه چیزهایی تهدیدشان کرده اید و آنجا نشانده ایدشان. گرچه ما همه می دانیم که این بازهم نقشه ای از دروغ پردازیهای شماست. گرچه می دانیم که خودمان به آنها گفته ایم زیر شکنجه ها نمیرید. یکی از دوستان در همین بالاترین چند وقت پیش مقاله ای نوشته بود با این عنوان که :"آقای حجاریان خواهش می کنم اعتراف کنید" و اینطور ادامه داده بود که "ماها شما را می شناسیم، زیربار شکنجه های این دروغگویان و وحشیگران جنایتکار نروید. هرآنچه را می خواهند، بگویید". حال همه اینها را نادیده می گیریم، فرض می کنیم ابطحی و غیره واقعا اعتراف کرده اند که بحث تقلب دروغ و برای ایجاد اغتشاش بوده. آیا مردم را خر فرض کرده اید که اینهمه اسناد را ندیده اند؟ برای مثال رای منفی 6 یکی از نامزدها را در یکی از حوزه ها در آمارهایتان ندیده اند؟ برگه های تانخورده بازشماری اشکال پارازیت تلویزیونهایشان بوده؟ دستخطهای شبیه به هم در اکثربرگه های رای اشکال خودکارهای مردم بوده؟ صندوقهای رای پیداشده در کتابخانه شیراز، جزو داستانهای شاهنامه بوده و مردم متوجه نشده اند؟ در برابر درهای بسته حوزه ها قبل از پایان وقت نبوده اند؟ دروغهای ا.ن را نشنیده اند و آنقدر نفهم و بی اطلاع بوده اند که با توجه به آمار داخل و خارج کشورحرفهایش را راست پنداشته اند؟ اعلام آمار دقیق توسط سایتهایتان را قبل از شمارش اشتباهی دیده اند؟ عینکهایشان را عوضی زده بودند و شاخه گلهای دردستانتان را در خیابانها اسلحه دیده اند؟ چقدر؟ چقدر بگویم؟ همه می دانند هزاران هزار از اینها وجود دارد و اینها تنها مشتی از خروارها بود. شما می گویید مردم خود قادر به تشخیص تقلب نبوده اند و حتما باید کسی به آنها می گفت که تقلب شده تا آنها برای اعتراض بپاخیزند؟ امروز موسوی، کروبی، هاشمی، ابطحی و ... هستند که با مردم و معترضین همراهی می کنند وبا مردم هم پیش می آیند. بودن یا نبودن آنها برای جنبش مهم است ولی حیاتی نیست. که جنبش بخواهد بدون آنها ازپای افتاده، بمیرد. حال هرکس را که می خواهید به زور و تهدید ووادارکنید متنهای ازپیش تعیین شده شما را بازگو کند. کرباسچی چه زیبا گفت : "عاقلان دانند". ما راه خود را یافته ایم و قصد گذشتن از حق خودمان را نداریم. این شمایید که باید انتخاب کنید. ما انتخاب خویش را کرده ایم. الله اکبر. نصرمن الله و فتح قریب (یاری از الله است و فتح نزدیک).

Friday, July 24, 2009

اگر می شود حتی فقط جان یک نفر نجات یابد، چرا که نه؟



بسم الله الرحمن الرحیم
در این شرایط لازم هست که هوشیار باشیم و سعی کنیم حیله های دشمن را شناسایی و خنثی کنیم. یک نکته مهم وجود دارد: ما نمی توانیم مخفیانه تیم سازماندهی کنیم و یا بصورت برنامه ریزی شده عمل کنیم. زیرا دشمن همه جا هست. پس باید همین عملکردهایمان را بدقت، با تدبیر و هوشیاری بکارگیریم تا بتوانیم با دشمن مقابله کرده و نقشه هایشان را خنثی کنیم. برای این منظور باید متحد و پر از راهکارهای جدید و مؤثر باشیم. موارد پیشنهادی در ادامه آمده است. از طرف دیگر دشمن نیز در حال روکردن برگه هایش است. زیرا مجبور است در شرایط کنونی آنها را برای سرکوب بکار برد. پس در واقع آنها هم نمی توانند روشهای پنهان داشته باشند. دوستان دقت کنید، برای اینکه تظاهرات از حالت و هدف اصلی منحرف نشود، باید نکاتی را درنظر داشت که می تواند بسیار مهم باشد. بطور حتم راه حلهای بهتر در رابطه با همین موارد و یا پیشنهادهای جدید از طرف شما باعث پیشرفت بسوی هدف و پیروزی خواهدبود. >> 1- مسیرهای تظاهرات و نقطه جمع شدن را در جاهایی مثل بالاترین و فیس بوک اعلام کرده و سعی کنید مسیرهایی را که به آنجا ختم می شود درنظر داشته باشید تا برنامه های پراکنده و منحرف کننده خنثی گردد. >> 2- شعارها را تعیین کرده، قبل از تظاهرات اعلام کنید و فقط بر روی همان شعارها تأکید داشته باشید. مگذاریم شعارهای دیگر باعث منحرف شدن جنبش و سوء استفاده دیگران شود. >> 3- در مورد مسیر و شعارهای مورداستفاده با آقایان موسوی یا کروبی به طریقی مشورت صورت گیرد. البته که لازم نیست آنها اعلام تظاهرات کنند. کافیست در سایتهای مربوطه یا صفحه فیس بوک شان اشاره کنند که مردم چنین تصمیمی گرفته اند و قصد دارند در مسیری به این شکل و شعارهایی بدین مضمون در این تاریخ راهپیمایی کنند. بسیار مهم است که این مطلب در سایتهای خود ایشان گنجانده شود. >> 4- یکی از کاربران بالاترین پیشنهاد داده بود چون معمولا تماس از طریق تلفن در این روزها ممکن نیست، "واکی – تاکی" بکار گرفته شود؛ پس کسانی که در هماهنگ کردن مردم نقش اصلی را ایفا می کنند، از این وسیله استفاده کنند. >> 5- بخشی مخصوص بصورت دائمی توسط بالاترین تعیین شود که همه ی راهکارهای مقابله با سرکوبگران در آن گردآوری شده و تجربیات و پیشنهادات جدید به آن اضافه شوند. این نظریات توسط خود همان افراد مورد بررسی قرارگرفته و نتیجه گیری شود تا بصورت هدفمند و اصلاح شده مورداستفاده قرارگیرند. >> 6- بخشی دیگر برای فیلمها و عکسهای تظاهرات درنظرگرفته شود تا در زمان لازم بتوان به آنها دسترسی داشته و استفاده کرد. >> 7- از دوستان و خواهران و برادران درخواست می شود قبل از ارسال عکس و فیلمها صورت افراد را یا شطرنجی کرده و یا بهرطریق کاری کنند که چهره اشخاص تظاهرات کننده واضح نباشد، تا فیلمها و عکسها مورد سوء استفاده سرکوبگران قرارنگیرد. >> 8- در حین حرکتها، کسانی که دوربین فیلمبرداری حرفه ای در دست دارند، مورد شک هستند. در صورت امکان دوربینشان را گرفته و یا بطریقی مگذارید فیلمبرداری کنند. >> 9- اگر درخیابانها دوستان گیر سرکوبگران افتادند، حتما به حمایت پرداخته و سعی کنید بصورت گروهی فرد را فراری دهید. با دفاع از همدیگر است که اتحاد شکل اصلی خود را بازمی یابد. >> 10 – در هنگام راهپیمایی ها اطلاعات شخصی خود را برای افرادی که نمی شناسید و سعی می کنند با شما ایجاد صمیمیت و دوستی کنند، فاش مسازید. اطلاعاتی از قبیل محل اسم یا فامیل، سکونت ، شماره تلفن، آدی، ایمیل و ... . >> 11- اگر پیشنهاد جدیدی دارید، یا راههایی را تجربه کرده یا درسر دارید، اینجا مطرح کنید. بسیار مهم است که راهکارهای جدید بحث شده و اصلاح و تکمیل شده را بکارگیریم. (البته که اگر بخش ثابت و دائمی از طرف بالاترین مورد پذیرش واقع شود، گام بزرگی به یاری پروردگار برداشته می شود) >> 12- از بالاترین خواهش می کنیم یک تالار گفتگو ترتیب دهد تا دوستانی که می خواهند مباحثی برای روشنتر شدن موضوعات داشته باشند و یا سؤالهایی دارند که براستی در پی پاسخ هستند، بتوانند در آن به مبادله نظراتشان بپردازند. مثلا در پایین لینکهای موردبحث، لینک تالار گفتگو باشد که حاوی چند موضوع است و می توان در بحث دلخواه شرکت کرد. برای مثال در بخش نظرات یکی از موضوعها (آقای مدیری: تو بزرگ‌تر از آنی که در صف حامیان کودتا قرار بگیری) ، یکی از کاربران در مورد یکی از نظرها اینطور نوشته بود:" چرا فکر می کنید شما 14 میلیون نفر از اون 24 میلیون نفر برترید؟ " و در آخر هم پیغامهای تعدادی بخاطر رأی منفی پاک شده بود. البته که ما در نظرات و رأی های خودمان می توانیم بگوییم که با نظراتی مخالف هستیم و توهین، رفتارهای ناپسند، و زشتی ها را هم برنمی داریم. ولی یک موضوع مهم وجود دارد و آن اینکه کسی که بحق استوار باشد، او را باکی نیست. ما برای بسیاری از اینگونه پرسشها جوابهای قاطع و روشن کننده ای داریم. همچنانکه تعدادی از دوستان هم به نکات قابل توجهی اشاره کرده بودند. پس بنظر شما بهتر نیست اول سعی کنیم پاسخ قاطع، منطقی و درست خود را ارائه کنیم تا جائی برای آنها که درپس پرده های تاریک دروغهایشان را پاسداری می کنند، نباشد. شاید که ابهامات فکری تعداد زیادی برطرف شد. یادم می آید در جلسه ای که آقای مخملباف در پارلمان اروپا حضور داشتند، یکی از آنها پرسید:"چرا مردم دیگر در خیابانها نیستند و به خانه ها رفته اند؟ " بنظرتان ما جواب این سؤال را بصورت کامل و روشن کننده نمی توانیم بدهیم؟ من فکر می کنم این روش پیوند و همبستگی سبزها را هرچه محکمتر کرده و پیوندهای جدید نیز بوجود خواهد آورد. بنظر شما اینطور نیست؟

اگر به این روش حتی جان فقط یک نفر محفوظ می ماند، چرا که نه؟

http://www.youtube.com/watch?v=Z05thH07D84
http://www.youtube.com/watch?v=RSwnIIPXgzk&feature=related

Thursday, July 23, 2009

از کجا می دونید امام زمان رو تو خیابونها نکشتید یا تو زندان نیانداختید؟



بسم الله الرحمن الرحیم
ما که دیدیم هرکسی برای گفتن حق می یاد، یا می کشیدش یا زندانیش می کنید. آقایونی که ازین پس می خوان به ایشون نامه بنویسن، آدرس نامه هاشون رو چک کنند. یا حداقل دوتا نامه بنویسند که یکیش به آدرس زندان باشه. گرچه اون یکی دیگه رو هم دقیقا نمی دونم به چه آدرسی پست می کنند! اگر هم می گید ایشون از غیب خبر دارند، پس چرا اصلا نامه می نویسید؟! بگذریم، داره طولانی میشه. ما نفهمیدیم بالاخره اگه امام زمان هم بیاد و حق رو بگه، شما قبول می کنید یا می گید باید شورای نگهبان تایید کنه